جمعهی ساکت
جمعهی متروک
جمعهی چون کوچه های ِ کهنه، غم انگیز
جمعهی اندیشه های ِ تنبل ِ بیمار
جمعهی خمیازه های ِ موذی ِ کشدار
جمعهی بی انتظار
جمعهی تسلیم
خانهی خالی
خانهی دلگیر
خانهی دربسته بر هجوم ِ جوانی
خانهی تاریکی و تصور ِ خورشید
خانه ی تنهایی و تفال و تردید
خانهی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر
***
آه، چه آرام وپرغرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار ِ غریبی
در دل ِ این جمعههای ساکت ِ متروک
در دل این خانه های خالی ِ دلگیر
آه، چه آرام و پرغرور گذر داشت ...
یادم باشه یه آهنگ از بیورک براتون بذارم.
ReplyDeleteراستی:
ReplyDeleteجمعه حرف تازه ای برام نداشت، هرچی بود پیشتر از اینها گفته بود...