میدانی، دلم میخواست یک بار هم که شده بدون این که دختر بودنم برایت مهم باشد مرا دوست خودت بدانی.
دلم میخواست گاهی به چشمانم خیره شوی. بدون ترس، بدون شرم.
باید گاهی دستم را دور شانههایت بیندازم تا حس کنم رفاقتمان را.
خلاصه که اوضاع لعنتیایست... به آدمی میمانم که میخواهد فریاد بزند ولی لبانش را دوختهاند.
سال نوت مبارک :)
ReplyDeleteسال نوی تو هم مبارک :)
Delete