اینجا ایران است، دانشگاه شهید بهشتی.
اینجا ما ماهی یک بار میرویم دفتر دکتر سپنجی تا گریه کنیم. اینجا یکی از پسرهای کلاسمان به یکی از دخترهای کلاسمان گفته باید نیشش را ببندد چون خیلی بلند میخندد و لازم نیست نامحرم صدای خندههایش را بشنود. اینجا موی ِ آرش چون بلند است میرود توی چشم استاد راهنمایش. اینجا ممکن است یک نفر آنقدر منیفلدش خمیده باشد که ریشش برود توی چشم ِ ما.
اینجا تنها دغدغهی رییس گروهمان این است که دانشجوها کی با دوستپسر و دوستدخترشان به هم میزنند یا این که مادر و پدر دانشجوها احیانا طلاق گرفتهاند یا نه. از نظر او سرمنشا تمام ِ مشکلات ِ دانشکده و چه بسا تمامی ِ مشکلات ِ بشری این است که الان دختر و پسر، سر ِ یک کلاس مینشینند و دیگر همه مشغول چشمچرانی میشوند و کسی نمیتواند درس گوش کند.
اینجا، دانشگاه شهید بهشتی است. اینجا وقتی دلمان میگیرد، میرویم تپههای اوین و زندان را نگاه میکنیم تا دلمان بیشتر بگیرد ولی به جایش درد ِ خودمان را فراموش کنیم.
اینجا دانشگاه شهید بهشتیست. اینجا تشکیل انجمن صنفی ممنوع است. اینجا اعتراض به کیفیت ِ غذای سلف سست کردن ِ پایههای نظام پنداشته میشود.
اینجا استادهایی پیدا میشوند که اگر سر کلاس، سوال ِ درسی بپرسی از تو میخواهند که خفه شوی چون جو ِ کلاس را متشنج کردهای. اینجا استادهایی هم هستند که از تمام ِ وجود برای دانشجو مایه میگذارند ولی نسلشان در حد یوزپلنگ ِ ایرانی در حال ِ انقراض است.
آخ... اینجا ایران است. اینجا دانشگاه شهید بهشتیست.
اینجا ما ماهی یک بار میرویم دفتر دکتر سپنجی تا گریه کنیم. اینجا یکی از پسرهای کلاسمان به یکی از دخترهای کلاسمان گفته باید نیشش را ببندد چون خیلی بلند میخندد و لازم نیست نامحرم صدای خندههایش را بشنود. اینجا موی ِ آرش چون بلند است میرود توی چشم استاد راهنمایش. اینجا ممکن است یک نفر آنقدر منیفلدش خمیده باشد که ریشش برود توی چشم ِ ما.
اینجا تنها دغدغهی رییس گروهمان این است که دانشجوها کی با دوستپسر و دوستدخترشان به هم میزنند یا این که مادر و پدر دانشجوها احیانا طلاق گرفتهاند یا نه. از نظر او سرمنشا تمام ِ مشکلات ِ دانشکده و چه بسا تمامی ِ مشکلات ِ بشری این است که الان دختر و پسر، سر ِ یک کلاس مینشینند و دیگر همه مشغول چشمچرانی میشوند و کسی نمیتواند درس گوش کند.
اینجا، دانشگاه شهید بهشتی است. اینجا وقتی دلمان میگیرد، میرویم تپههای اوین و زندان را نگاه میکنیم تا دلمان بیشتر بگیرد ولی به جایش درد ِ خودمان را فراموش کنیم.
اینجا دانشگاه شهید بهشتیست. اینجا تشکیل انجمن صنفی ممنوع است. اینجا اعتراض به کیفیت ِ غذای سلف سست کردن ِ پایههای نظام پنداشته میشود.
اینجا استادهایی پیدا میشوند که اگر سر کلاس، سوال ِ درسی بپرسی از تو میخواهند که خفه شوی چون جو ِ کلاس را متشنج کردهای. اینجا استادهایی هم هستند که از تمام ِ وجود برای دانشجو مایه میگذارند ولی نسلشان در حد یوزپلنگ ِ ایرانی در حال ِ انقراض است.
آخ... اینجا ایران است. اینجا دانشگاه شهید بهشتیست.
No comments:
Post a Comment